با توجه به افزایش شدید قیمت برق در اروپا در سال جاری ، جای تعجب نیست که سیاستمداران و سیاستگذاران در حال بررسی اقدامات جدیدی برای کاهش سود شرکت ها هستند که به نظر می رسد غیر توجیهی است. اما اگر چنین سیاست هایی به درستی طراحی نشده باشند ، می توانند آسیب بیشتری نسبت به خوبی داشته باشند.
مونیخ/کلن - بحران انرژی ناشی از جنگ روسیه در اوکراین در بسیاری از کشورها بحث های شدیدی را در مورد اینکه آیا سود بادگیر که شرکت های انرژی اکنون ایجاد می کنند ، ایجاد کرده است. در حالی که این سؤال مربوط به کلیه شرکتهایی است که زغال سنگ ، گاز یا نفت تولید می کنند ، در حال حاضر تمرکز روی تولید کنندگان برق است. از آنجا که قیمت بالای گاز باعث افزایش قیمت برق در سراسر هیئت مدیره می شود ، تأمین کنندگان دارای نیروگاه هایی که از سایر سوخت ها یا تجدید پذیر استفاده می کنند می توانند سود بسیار بالایی کسب کنند. و بار زیاد افزایش قیمت برق بر روی مصرف کنندگان ، فشار سیاسی را برای سودهای "غیرقانونی" مالیات برطرف کرده است.
البته ، مالیات های بادگیر با اعتراضات اساسی در رابطه با تقارن مالیات و اعتماد به قوانین مالیاتی قابل اجرا روبرو هستند. اما ، با توجه به میزان افزایش قیمت انرژی اخیر ، سیاستمداران می خواهند سود شرکت های انرژی را کاهش دهند ، با این وجود ، همانطور که می خواهند سایر شرکت ها را در برابر ضررهای غیرقانونی مرتبط با این بحران محافظت کنند.
این قابل درک استاما اگر سیاست گذاران اصرار بر این مسیر داشته باشند ، آنها باید نسبت به مشکلات قابل توجهی که در طول مسیر با آنها روبرو می شوند ، توجه داشته باشند. مگر در مواردی که به درستی اداره شود ، هرگونه مالیات سود حاصل از باد که تحمیل می شود می تواند کمبود انرژی امروز را بدتر کند.
درک صنعت
در مورد صنعت برق ، منتقدین نه تنها سود بالایی را رد کرده اند بلکه مقررات مربوط به تعیین قیمت را نیز بر عهده دارند-یعنی به اصطلاح طراحی بازار. طبق سیستم سفارش شایستگی غالب ، قیمت بازار با قیمت ارائه شده توسط گرانترین نیروگاه که ظرفیت های آن هنوز مورد نیاز است مطابقت دارد. در حال حاضر ، نیروگاه های بنزین بیشترین هزینه را دارند زیرا قیمت گاز به طور غیرمعمول بالا می رود ، در حالی که هزینه های انرژی های تجدید پذیر و انرژی هسته ای به سختی افزایش یافته است.

Plus49/عکاسی ساختمانی/Avalon/Getty Images
آیا زمان آن رسیده است که از 1. 5 درجه سانتیگراد دست بکشید؟
مایکل اسپنس ارزش چسبیدن به یک هدف آب و هوایی مشتاق را که روز به روز دورتر می شود ، سؤال می کند.

Maryna Terletska/Getty Images
بهترین خواندن مفسران PS در سال 2022
ویراستاران PS از همکاران پروژه Syndicate می خواهند تا کتابی را که بیش از یک سال گذشته با آنها طنین انداز بودند ، انتخاب کنند.

آنتونیو ماسیلو/گتی تصاویر
جهان به بسیاری از کارمندان دولتی نیاز دارد
Ngaire Woods توضیح می دهد که چرا دولت های قوی برای رفع چالش های فشرده ترین بشریت به پرسنل با کیفیت بالا نیاز دارند.
از آنجا که نیروگاه ها برق خود را زیر هزینه های متغیر ارائه نمی دهند ، و از آنجاحداقل برابر با هزینه های متغیر بسیار بالا (هزینه های حاشیه ای) نیروگاه های بنزین.
بر این اساس ، تولیدکنندگان برق با استفاده از تجدید پذیر یا انرژی هسته ای قیمتی را دریافت می کنند که بسیار بالاتر از هزینه های متغیر آنها است. در شرایط عادی ، مازاد حاصل هزینه های ثابت را پوشش می دهد و به عنوان یک انگیزه سرمایه گذاری عمل می کند. با این حال ، در حال حاضر ، تفاوت بین قیمت برق و هزینه های حاشیه ای این تأمین کنندگان به حدی است که سود اضافی قابل توجهی اغلب فراتر از پوشش هزینه های ثابت است.
علاوه بر این ، در بخش های بزرگی از بازار برق آلمان ، حداقل ، تأمین کنندگان به دلیل اقدامات نظارتی که از سرمایه گذاری در نیروگاه های جدید هسته ای و زغال سنگ جلوگیری می کند ، وارد بازار نمی شوند و از بازار خارج نمی شوند. فقدان مشوق های سرمایه گذاری در قالب مازاد بیش از هزینه های متغیر ، بنابراین بعید است که تحریفات بیشتری ایجاد کند.
سرانجام ، همین محاسبه زیربنای مالیاتی بود که دولت آلمان پس از فاجعه فوکوشیما در سال 2011 به اپراتورهای نیروگاه هسته ای پرداخت کرد. اما لازم به یادآوری است که در سال 2017 ، دادگاه قانون اساسی فدرال علیه این مالیات حکم داد و به دولت دستور داد تا پولی را که جمع آوری کرده بود بازپرداخت کند.
برخی از مفسران رژیم سفارش شایستگی را به عنوان یک سیستم بازار ویژه می دانند که در شرایط فعلی نامناسب است. اما این استدلال گمراه کننده است. سفارش شایستگی یک منحنی عرضه عادی است که در بازارهای رقابتی که در آن کالاهای همگن معامله می شوند بوجود می آید. به عنوان مثال ، در بازارهای کالاهایی مانند مس یا گندم ، معمولاً تولیدکنندگان با هزینه های بسیار متفاوتی وجود دارند ، اما همه قیمت یکسان (در اصل) دریافت می کنند.
در بازار برق ، این قیمت باید براساس هزینه های متغیر گرانترین نیروگاه تولید کننده برق باشد. تولید به ترتیب هزینه ها-از ارزان تا گران-و حتی آخرین تولید کننده به قیمت پوشش هزینه نیاز دارد. این درست است نه به دلیل هر قانون خاص بازار برق ، بلکه به این دلیل است که به این ترتیب رقابت کار می کند. به دلایل مشابه ، قیمت در یک تعادل بازار نباید از کوچکترین تمایل به پرداخت در بین کسانی که برق خریداری می کنند بیشتر باشد. قیمت بازار برابر با میانگین تمایل به پرداخت ، به همان اندازه قیمت بازار برابر با متوسط هزینه های متغیر غیرقابل دستیابی خواهد بود.
به همین ترتیب ، "جفت شدن" با انتقاد از قیمت برق و بنزین از یک قانون ویژه بازار برق یا مقررات نظارتی در مبادله برق پیروی نمی کند. در عوض ، این واقعیت را نشان می دهد که قیمت ها به هزینه ها بستگی دارند و گاز یک عامل اصلی هزینه برای نیروگاه های بنزین است. بنابراین با تغییر قوانین مبادله برق ، نمی توان با تغییر ترتیب شایستگی یا در نظر گرفتن قیمت بنزین در بازار برق حاصل شد. اگرچه این بدان معنا نیست که مالیات بادگیر لزوماً باید بازار برق را فلج کند ، به این معنی است که موضوع به همان سادگی نیست که برخی به نظر می رسد.
چه کسی می پردازد؟
مالیات سود اضافی را می توان در بخش انرژی به روش های مختلف معرفی کرد ، اما یک سؤال اساسی این است که چگونه می توان سودهایی را که باید مالیات داده شود تعریف کرد. یک گزینه استفاده از رویکرد موجود برای مالیات سود است ، جایی که اولین کار تعریف این است که چه کسی تحت رژیم قرار می گیرد. سپس ، می توان یک هزینه اضافی مالیات بر درآمد را برای شرکت های انرژی تأمین کرد ، بنابراین نرخ مالیات اعمال شده برای سود آنها را افزایش می دهد.

فروش تعطیلات: در هر اشتراک PS جدید 35 دلار صرفه جویی کنید
دسترسی بیشتری به PS-از جمله هر تفسیر و مجموعه ما در مورد محتوای مشترک مشترک-با حداقل 49. 99 دلار کسب کنید.
اگر کسی از این طریق پیش برود ، چالش اصلی تعیین اینکه کدام شرکت ها باید مالیات بالاتری را بپردازند ، و چقدر باید بپردازند. در نگاه اول ، این ساده به نظر می رسد. اما شرکت های انرژی که برق یا تجارت نفت و گاز تولید می کنند ، اغلب فعالیت های دیگری را نیز دنبال می کنند. تفکیک بین فعالیتهایی که نرخ مالیات بالاتر را تضمین می کنند و مواردی که ندارند ، آسان نیست و همین مسئله در مورد شرکت های صنعتی که نیروگاه های خود را اداره می کنند - هم مصرف برق خود را مصرف می کند و گاهی اوقات آن را به داخل شبکه تغذیه می کند. اگر کسی بخواهد درآمد فقط بالاتر از آستانه سودآوری خاص باشد ، مشکلات اضافی ایجاد می شود.
مجموعه دیگری از پیشنهادات بر بازار برق متمرکز است و پیش بینی می کند بخشی از درآمد حاصل از فروش که قیمت آن از سطح مشخصی فراتر می رود. این نوع مالیات به نوع تولید برق بستگی دارد ، در حالی که تمام نیروگاه ها به جز گازهای گازدار مشمول مالیات هستند. آستانه در بالا تنظیم می شود-اما نه خیلی بالاتر از آن-هزینه های متغیر گرانترین گیاهان غیر GAS.
اگر قیمت برق از آستانه فراتر رود ، بخشی از تفاوت بین آن قیمت و ارزش آستانه مالیات می شود. اگر مقدار آستانه به درستی تعیین شود ، هنگامی که تقاضای برق به حدی زیاد باشد ، مالیات همیشه افزایش می یابد که حتی از نیروگاه های بنزین با هزینه های بسیار زیاد آنها استفاده شود. برای کاهش تأثیر ناامید کننده بر سرمایه گذاری ، نیروگاه های جدید می توانند از مالیات خارج شوند-هرچند که سرمایه گذاران ممکن است قبلاً چشم انداز خود را تغییر داده اند تا مالیات های اضافی اضافی را در آینده پیش بینی کنند.
از عواقب ناخواسته مراقب باشید
یک نوع از این پیشنهاد ، معرفی یارانه تأمین مالی برای نیروگاه های بنزین در هر زمان که لازم باشد ، به طوری که هزینه های متغیر تولید برق بنزین کاهش می یابد و قیمت بازار برای سایر تأمین کنندگان برابر با قیمت استنیروگاه های بنزین منهای یارانه. به یک معنا ، دولت برق را از نیروگاه های بنزین خریداری کرده و آن را با قیمت پایین می فروشد و در نتیجه قیمت بازار را افسرده می کند.
یک مشکل قابل پیش بینی با این روش این است که با کاهش قیمت برای مصرف کنندگان ، انگیزه برای صرفه جویی در مصرف برق دقیقاً در هنگام کار نیروگاه های بنزین را کاهش می دهد. خانوارها و مشاغل بیشتر مصرف می کنند و این تقاضا باید با استفاده از گاز بیشتر در تولید برق برآورده شود. قیمت گاز افزایش می یابد ، گاز در جای دیگر فاقد آن خواهد بود و دولت ها به جای تولید درآمد که می توان به نیازهای خود منتقل کرد ، با هزینه های اضافی روبرو می شوند. هرچه برق بیشتر مشاغل و خانوارها مصرف می کنند ، تا زمانی که عرضه تمام شود ، تسکین بیشتری پیدا می کنند. همانطور که تجربه اخیر اسپانیا با یک نوع از این ایده نشان می دهد ، یارانه ها با ضرر قابل توجهی در افزایش مصرف انرژی همراه است.
هیچ گونه مضراتی با مالیات بر کلیه نیروگاه ها به جز گازهای گازدار وجود ندارد. اما این رویکرد چالش های خاص خود را ایجاد می کند. اول ، از آنجا که برق اغلب در بازارهای آتی معامله می شود ، قیمت عمده فروشی نشانگر سود است که در واقع جمع می شود. یک تولید کننده برق که دو سال قبل از تولید برق خود را به فروش می رساند تا در برابر خطرات محافظت کند ، نمی تواند از قیمت های بالایی امروز سود ببرد.
علاوه بر این ، از آنجا که برق فروخته شده در بازارهای آتی معمولاً توسط نیروگاه های فردی شکسته نمی شود ، نمی توان تعیین کرد که کدام درآمد با کدام فناوری تولید می شود. یک راه حل برای این مشکل می تواند این باشد که تمام تولید برق را در معرض مالیات قرار دهد ، به عنوان مثال ، مشخصات "میانگین" محافظت از یک فناوری قدرتمند گیاه ، صرف نظر از کجا و با چه قیمتی برق در واقع فروخته شده است. شرکت هایی که می توانند ثابت کنند که سود آنها پایین تر از آن است که با این روش محاسبه شود ، تخفیف دریافت می کنند.
یک خطر مهم مرتبط با هر نوع جذب سود این است که می تواند منبع تغذیه را محکم کند و در نتیجه بحران را بیشتر تشدید کند. در اصل ، یک تأمین کننده برق که سودهای فوق العاده ای را به دست می آورد ، تولید را کاهش نمی دهد زیرا سود دیگر پس از مالیات زیاد نیست ، به شرط آنکه هنوز هم قابل توجه باشد. اما اگر تولیدکنندگان این گزینه را داشته باشند که بتوانند عرضه خود را به بازارهای دیگری منتقل کنند که سود آن مشمول مالیات بادگیر نباشد ، می تواند در بازار کاهش یابد.
به عنوان مثال ، اگر مالیات به طور خاص در بازار روز پیش پرداخت شود ، تأمین کنندگان می توانند با جابجایی به سایر سیستم عامل ها مانند تعادل در بازارهای انرژی ، به راحتی از آن جلوگیری کنند. در صورت وجود گزینه های حمل و نقل مربوطه ، آنها همچنین می توانند انرژی را در خارج از کشور تحویل دهند. و اگر مالیات به طور نامناسب اعمال شود ، سفارش شایستگی می تواند ناراحت باشد ، با نیروهای کارآمد کمتر کار می کنند زیرا این مالیات هزینه های متغیر خود را به درستی تنظیم نکرده است. تجربه با مالیات سود در بخش نفت ایالات متحده نشان می دهد که آنها واقعاً می توانند تولید را کاهش دهند.
اولویت های روشن
همانطور که دیدیم ، یک سود سود مشکلات اجرای حقوقی و اقتصادی قابل توجهی را ایجاد می کند. این امر با اقدامات برانگیز روبرو می شود و نقص های طراحی باعث بحران انرژی می شود. بنابراین ، در حین اجرای ، مقامات باید تأکید ویژه ای بر جلوگیری از کاهش مالیات ، افزایش تقاضای گاز یا اختلال در بهره وری از بازار برق داشته باشند (به ویژه از آنجا که در معاملات عمده فروشی برق هیچ خرابی قابل تشخیص وجود ندارد). به عنوان مثال ، این مالیات باید در سراسر اروپا یا حداقل در یک گروه بزرگتر از کشورها معرفی شود.
کمیسیون اروپا پیش از این مبلغی را برای سود بیش از حد به شرکتهای انرژی در خارج از بخش برق پیشنهاد داده است. اما سود حاصل از تولید نفت و گاز در کشورهای اتحادیه اروپا بسیار محدود است ، که نشان می دهد اولویت باید در بخش برق باشد. با توجه به تمام مشکلات مربوط به پرداخت مستقیم قیمت برق ، بهترین گزینه متوسل شدن به ابزارهای مالیاتی موجود مانند مالیات بر درآمد یا حداقل استفاده از آنها به عنوان مکمل است. در عین حال ، سیاست گذاران اروپایی نباید فراموش کنند که در حالی که چالش فوری توزیع مجدد درآمدها و هزینه ها است ، راه حل واقعی بحران یک گسترش همه جانبه از عرضه انرژی است.

فروش تعطیلات: در هر اشتراک PS جدید 35 دلار صرفه جویی کنید
دسترسی بیشتری به PS-از جمله هر تفسیر و مجموعه ما در مورد محتوای مشترک مشترک-با حداقل 49. 99 دلار کسب کنید.
ارزهای دیجیتال...
ما را در سایت ارزهای دیجیتال دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مریم پالیزبان
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
6 فروردين
1402 ساعت: 16:50